أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
281
قانون ( فارسى )
مىآيد ، برهم آيد و بسيار كوچك شود . اين گشادگى جا در زهدان وقتى به حد نهائى مىرسد كه جنين نمو كامل كرده است . داستان زهدان شباهت به سرگذشت پستان دارد كه تا جنين به نموّ كامل نرسد ، پستان بيشترين حجم را نمىيابد ؛ زيرا تا جنين كاملا نمو نكرده است كار پستان تعطيل است . ازاينرو زهدان دوشيزگان از زهدان شوهر كردگان بسيار كوچكتر است . در زهدان انسان دو فراخناى هست ، امّا در زهدان حيوانات به تناسب هر نك پستان فراخنايى در زهدان دارند . جاى زهدان در پشت ( عقب ) مثانه است ؛ از طرف بالا زهدان بر مثانه تفوق دارد و در طرف پايين گردن مثانه در زير زهدان قرار دارد . در جلو و روبروى رودهها هر دو طرف زهدان باز است تا جاى استقرار جنين هموار و زيراندازش نرم و سزاوار نگهدارى اين جسم نازك را داشته و جنين از هر طرف كاملا در امان باشد . حكمت در گشادى زهدان به خاطر خود زهدان نيست بلكه به خاطر جنينى است كه در زهدان است . مقر و جولانگاه جنين در زهدان ، از نزديكيهاى ناف تا منفذ فرج - كه منظورم دهانهء فرج است - مىباشد . طول زهدان در زنان حدودا از شش انگشت تا يازده انگشت است . احتمال دارد طول زهدان كوتاه و دراز شود ، كه اين حالت بستگى به جماع كردن زياد ، جماع كردن كم و ترك جماع دارد . احتمال دارد كه زهدان طول خود را با طول ابزارى كه منى در آن مىاندازد هماهنگ كند و طولش به طول آن نزديك شود و ممكن است به رودههاى بالايى برسد و با آنها در تماس باشد . زهدان از دو لايه آفريده شده است ؛ لايهء آسترى - از اين دو لايه كه زهدان را تشكيل دادهاند - در سفتى به گوهر رگها نزديكتر از آن ديگرى است كه در رويه قرار دارد و با رگها نيز بيشتر از لايهء رويه تماس دارد . اين رگها كه با لايهء آسترى در تماسند همان رگهايى هستند كه با نوك در زهدان مىكوبند و آنها را زهدان كوبه ناميدهاند . هم به وسيلهء اين رگها ، غشاهاى جنين به زهدان پيوند داده شده است و به وسيلهء اين رگها خون حيض جارى مىشود و جنين هم از راه اين رگها تغذيه مىكند . رويهء اين دو لايه - منظورم طبقهء بالائى است - به پيالودگى نزديكتر است . هر دو از اين دو لايهء مذكور برحسب مزاج و نياز زهدان باز و بسته مىشوند . لايهء رويه - يعنى طبقهء خارجى يك لا و ساده است ؛ امّا لايهء آسترى تو گوئى خود دو قسمت است و اين دو قسمت بهم جوش نخوردهاند بلكه از هم جدا و در كنار هم واقع شدهاند . اگر لايهء رويه را بردارند ، مىبينى كه لايهء آسترى به دو زهدان مىماند و هر دو زهدان يك گردن دارند ؛ و هر دو چون يك زهدان مشاهده نمىشوند و مىبينى كه انواع پرزه رگها همگى در طبقهء آسترى هستند . زهدان در زمان حيض بودن زن ، ستبر و پف كرده مىنمايد و تو گوئى چاق شده است ؛ اما هنگامى كه زن از حيض پاك مىشود ، چاقى و بادكردگى فرو نشيند و زهدان مىپژمرد و مىخشكد . تا جنين بيشتر نمو مىكند و بزرگتر مىشود ، زهدان - بنا به اقتضاى حال - نازك و نازكتر مىشود و تا جرم جنين بگسترد زهدان نيز گسترش مىيابد . وقتى كه با زن عمل جماع انجام مىدهند ، زهدان به سوى دهانهء فرج يورش مىآورد ؛ تو گوئى